مفهوم شش سیگما
آنچه در مفهوم شش سیگما مستتر است، به طور خلاصه عبارت است از: ـ هوشمندانه کار کردن نه فقط سخت کار کردن ـ بهبود کیفیت و کاهش هزینهها ـ ابزاری برای کاهش نوسانات (تغییرات) ـ روشی براساس فرایند حل مسئله ـ چشماندزای برای محصولات و خدمات عالی ـ ارج نهادن به مشتریان ـ مقیاسی برای مقایسه سازمانهای جهانشمول ـ هدفی برای تقویت بنیه رقابتی سازمان شش سیگما تلفیقی از مدیریت کیفیت و مهندسی سیستمهاست که اصول فوق را پوشش میدهد. هنگامی که سازمان با استفاده از ابزارهای مختلف کیفیتی مانند کایزن، کنترل کیفیت، اقدامات اصلاحی و پیشگیرانه مشکلاتی را در سطوح پایین (از نظر امکان شناسایی و قابلیت برطرف کردن و غیره) شناسایی و رفع کرد. برای حل مشکلات ریشهای و مزمن از متدولوژی شش سیگما استفاده میشود. هر چه سطح سیگما بالاتر میرود، افزایش نمایی در کاهش نقصها ضروری است؛ به طوری که با رفع مشکلات محدود و ریشهای که با ابزارهای ساده کیفی قابل شناسایی و حل نیستند، سطح سیگما افزایش مییابد. رسیدن به سطح شش سیگما یک چشمانداز است و هنوز شرکتهای مطرح در استفاده از این روش، قادر به دستیابی به سطح شش سیگما نبودهاند. در هر حال افزایش سطح سیگما به ایجاد بهبودهای چشمگیر در افزایش کیفیت و کاهش هزینههای سازمان میانجامد و بهبود مستمر را به نحوی مطمئن پایهریزی میکند. سیگما به عنوان معیاری برای محک زدن میزان پراکندگی جامعه شناخته شده و اساس فلسفه شش سیگما بر کاهش نوسانات و تغییرات استوار است.
+ نوشته شده در جمعه ۱۹ اسفند ۱۳۹۰ ساعت 23:12 توسط دانشجو
|
دانشنامه مهندسی صنایع